رد اعلامیه
مطالبی پیرامون پروسه گرفتن پذیرش از دانشگاه های آمریکایی برای ادامه تحصیل حقوقی، گرفتن ویزا، تحصیل، آزمون های حقوقی مثل وکالت، و زندگی دانشجویی در آمریکا! (بیشتر بدانید!)
رد اعلامیه
کدام راه ارتباطی را ترجیح می دهید؟
(شرکت در نظرسنجی)
  1. Vahid-Nasiri
    [h=2]وجوه افتراق فقهی جرایم سیاسی، بغی و محاربه[/h]
    بی*گمان نباید انتظار داشت در فقه جزایی اسلام كه خاستگاه و ریشه*های تاریخی آن به حدود یك هزار و چهارصد سال پیش بازمی*گردد، آشكارا نامی از جرم سیاسی یا چیزی شبیه آن برده شده باشد، زیرا جرم سیاسی، اصطلاحی جدید است كه سابقه تاریخی چندانی ندارد. البته در بررسی تاریخچه جرایم سیاسی، گفته می*شود اصطلاح «جرم بزرگ» یا «خیانت بزرگ» سابقاً در حقوق كیفری به همین معنا و منظور به كار می*رفته؛ اما در فقه جزایی اسلام اصولاً عناوین مجرمانه، عناوین مشخص و تعیین شده*ای است كه جرم سیاسی از نظر مفهومی با هیچ كدام از آن*ها مطابقت ندارد. در این نظام حقوقی مصادیق و موارد بسیاری از جرایم خاص وجود دارد كه امروزه به راحتی می*توان آن*ها را از مصادیق جرم سیاسی به شمار آورد.


    بررسی تطبیقی جرم سیاسی و بغی
    البته پیش*تر گفتیم كه گروهی از دانشمندان اسلامی كه در فقه جزایی اسلام تحقیقات و مطالعات ارزشمندی داشته*اند، این نظریه را مطرح كرده*اند كه در حقوق جزایی اسلام، عنوان و مفهومی وجود دارد كه دقیقاً منعكس*كننده مفهوم جرم سیاسی و مرادف آن است. اینان معتقدند بغی همان جرم سیاسی و باغی همان مجرم سیاسی است (عوده، ج 1: 100)
    شباهت*های بسیاری بین شرایط و ضوابط تشخیص و اصول حاكم بر موارد تحقق بغی به صورت خاص و جرایم سیاسی به طور عام وجود دارد؛ می*توان آثار و نتایج مشابه و گاه یكسانی را در هر دو پدیده ملاحظه كرد، اما این وجوه اشتراك فقط می*توانند بغی را به عنوان یكی از مصادیق جرم سیاسی در میان سایر مصادیق آن مطرح كنند، نه آن كه آن دو را به لحاظ مفهومی مرادف یكدیگر قرار دهند.

    از جمله وجوه اشتراك جرم سیاسی و بغی این موارد است:
    1. در جرایم سیاسی اصولاً استرداد مجرمان سیاسی پذیرفته نمی*شود و هیچ مجرمی به دلایل سیاسی مسترد نمی*شود. در مورد باغیان فراری از میدان جنگ نیز تعقیب و دستگیری صورت نمی*گیرد.
    2. مجرمان سیاسی به موجب یك عرف پذیرفته شده بین*المللی، در مقایسه با سایر مجرمان، از ارفاق بیشتری برخوردارند، همچنان كه باغیان نیز پس از دستگیری چنانچه خطری از ناحیه آنان متوجه حكومت نباشد، مورد اذیت و آزار و حتی مجازات قرار نمی*گیرند و به حال خود واگذاشته می*شوند.

    در موارد بسیاری نیز بین جرم سیاسی و بغی تفاوت وجود دارد كه خود دلیل تمایز و تعدد مفاهیم آن*هاست.

    برخی از این تفاوت*ها به طور اجمال از این قرارند:
    1. در بغی لازم است باغی به عنوان عضوی از یك گروه متشكل و منسجم، دست به قیام و شورش بزند حتی به عقیده برخی از فقها این تشكیلات باید از قدرت و شوكت كافی برخوردار باشد تا بتواند برای حكومت خطری جدی ایجاد كند، از این رو اگر شخصی به طور انفرادی علیه حكومت قیام كند یا به عنوان عضوی از یك گروه ضعیف و ناتوان به مقابله با نظام برخیزد، عمل وی بغی محسوب نمی*شود. در حالی كه در جرم سیاسی، هیچ*گاه تعدد افراد مرتكب جرم یا كیفیت توانایی و قدرت آن*ها در جرایم سیاسی حزبی یا گروهی، تعیین*كننده نیست.
    2. یكی از شرایط جنگ و مقابله با بغات و سركوب كردن آن*ها، آن است كه باغیان دست به قیام مسلحانه و درگیری فیزیكی بزنند، از این رو صرف ابراز عقیده و ایجاد تشكل و اجتماع به منظور اعلام نظریات ضد حكومتی، تا زمانی كه عملاً منجر به قیام مسلحانه نشده است، بغی محسوب نمی*شود و دولت اسلامی نیز در جهت سركوب آن*ها اقدامی نمی*كند. در حالی كه در جرم سیاسی، لزوماً درگیری و قیام مسلحانه نیست كه جرم تلقی می*شود و قابل مجازات است، بلكه بسیاری از جرایم سیاسی اصولاً با درگیری و جنگ همراه نیستند و می*توان بر اساس قانون، انواع جرایم سیاسی را به شكل مقرر مجازات كرد.


    بررسی تطبیقی محاربه و جرم سیاسی
    پس از بررسی جرم محاربه و افساد فی*الارض و بیان نظریات فقها در باب تعریف و ماهیت آن و آشنایی اجمالی با مفهوم محارب و مفسد با استفاده از آیات و روایات، اینك به مهم*ترین قسمت این فصل كه مقارنه محاربه و جرم سیاسی است، می*پردازیم. در این گفتار به بیان این نكته می*پردازیم كه آیا جرم محاربه در تطبیق با نظام تقسیمات نوین جرایم، بر حسب عنصر روانی یا انگیزة مجرم یا بر اساس موضوع ورود آثار ناشی از جرم و بر اساس معیارهای این دسته*بندی، جزو جرایم عادی محسوب می*شود یا به گروه جرایم سیاسی تعلق دارد و می*توان به عنوان مصداقی از مصادیق جرم سیاسی به آن اشاره كرد؟
    با توجه به ضوابط تشخیص جرم سیاسی و نظریات مختلفی كه در بخش گذشته مطرح شدند، این نتیجه به دست آمد كه اصولاً جرایم سیاسی به دلیل دفاع از آزادی و شرافت انسانی و در راه مبارزه با حكومت*های ظالم و استبدادی و یا وابسته به اجنبی صورت می*گیرند. به همین دلیل مجرمان سیاسی مورد ستایش و حمایت افكار عمومی جامعه هستند.

    به این ترتیب می*توان نتیجه گرفت برای تحقق جرم سیاسی دو شرط اساسی لازم است:
    1 وجود حس عدالت*خواهی و انگیزة خیرخواهانه در مرتكب جرم
    2. مشروعیت نداشتن حكومت ولو به علت وجود شبهاتی در ذهن مرتكب.
    بر این اساس مرتكبان جرم سیاسی افرادی هستند كه به منظور اصلاح امور، دست به اقدام هایی می*زنند كه از نظر متولیان حكومت جرم محسوب می*شود.
    در نتیجه می**توان گفت چنین اشخاصی كه به لحاظ انسانی دارای ویژگی*های مثبتی هستند هیچ*گاه در مبارزه با حكومت، برای اصلاح اوضاع اجتماع، به اقدام های خشونت*آمیز و قتل و غارت و تاراج اموال عمومی یا دولت و مردم دست نمی*زنند و اصولاً به حفظ امنیت كشور پایبندند، هر چند از راه*های مختلفی به تضعیف دولت می*پردازند، اما هدف اصلی این گونه مجرمان حفظ استقلال كشور تأمین آزادی*های مشروع و قانونی و بسط و گسترش عدالت اجتماعی است، حتی در شرایطی كه مجرم (در نظام*های مشروع) در تشخیص مصداق مرتكب اشتباه شده باشد، اما به زعم خود راه درستی را می*پیماید.
    بنابراین روش مورد استفاده مجرمان سیاسی در مبارزه بیشتر توسل به اصل آزادی بیان، آزادی اجتماعات و دیگر آزادی*های اساسی است كه به لحاظ مادی موجب لطمه به اعتبار سیاسی حكومت می*شود و به لحاظ شخصی مرتكب آن، دارای غرض و انگیزه سیاسی است. اما محاربه به این علت كه مرتكب آن قصد ایجاد رعب و وحشت و سلب آزادی و امنیت مردم را دارد، به هیچ وجه مصداق جرم سیاسی نیست. علاوه بر این اصولاً هدف و غرض اصلی محارب، مبارزه با حكومت یا حاكمیت سیاسی دولت نیست، بلكه به قصد غارت و تجاوز به اموال مردم و نفوس آن*ها دست به اسلحه می*برد.
    یكی از عللی كه سبب یكسان پنداشتن این دو جرم می*شود، آن است كه هر دو جرم، سرانجام موجب اخلال در نظم عمومی جامعه می*شوند؛ محاربه نیز هر چند به قصد ارعاب مردم صورت می*گیرد، اما چون حفظ امنیت مردم بر عهده دولت و حكومت است، در حقیقت به طور غیرمستقیم جرم علیه حكومت محسوب می*شود.
    ملاك تحقق محاربه، قصد ارعاب عمومی از طریق به كار بردن اسلحه است، هر چند از طریق ترساندن یك نفر باشد و چنان كه صاحب جواهر گفته، اگر محارب حتی یك نفر را هم بترساند، چنانچه اراده افساد فی*الارض قابل احراز باشد، جرم تحقق پیدا كرده است (نجفی، ج 41: 564). بنابراین محارب به هیچ وجه دارای انگیزة شرافتمندانه و اصلاح*طلبانه نیست كه بتوان به استناد آن، شبهه سیاسی بودن جرم ارتكابی او را مطرح كرد.
    اما حقیقت آن است كه حسن*نیت و وجود انگیزه شرافتمندانه و اصلاح*طلبانه در جرم سیاسی، با قصد ترس و ارعاب عمومی و تعرض به نفوس و اعراض مردم كه از اركان جرم محاربه است، در تعارض كامل قرار دارد. علاوه بر این در جرم سیاسی، حكومت*ها و نظام*های سیاسی مستقیماً هدف قرار می*گیرند، اما محاربه علیه مردم و آسایش آن*ها انجام می*شود. بنابراین همین دو اختلاف اساسی می*تواند موجب شود كه این دو جرم از هم متفاوت باشند. نتیجه این كه محاربه جرمی عمومی است و ممكن نیست مصداق جرم سیاسی باشد.


    بررسی تطبیقی جرم محارب و یاغی
    آنچه تا كنون ارائه شد به خوبی نشان می*دهد كه محارب و یاغی هم در موضوع و هم در حكم كاملا با هم متفاوت و متمایز هستند. اینك در چند زمینه این مقایسه ارائه می*شود:
    1- تفاوت در تعریف:
    اصلا محارب و یاغی دو تعریف جداگانه دارند اولی سلاح كشیدن به قصد ترساندن مردم است اما دومی قیام بر علیه امام عادل علیه*السلام است. مولفه*های دخیل در تعریف*ها كاملا متفاوت و متمایز از هم هستند به این نحو:
    الف:هدف: هدف محارب، غارت اموال یا قتل و آشوب و یا زورگیری و خودنمایی شرارت آمیز است. محارب یا یك دزد است و یا فردی از اشرار و یا اراذل و اوباش. بهر حال هدف مردم هستند نه حكومت.
    اما هدف یاغی براندازی حكومت و شورش بر علیه امام(ع) است و كاری به مردم ندارد.
    ب: وسیله مجرمانه: از نظر قریب به اتفاق فقها، محارب بر روی مردم سلاح می*كشد اما باغی لزوما سلاح به كار نمی*برد.
    ج: كیفیت ارتكاب: محارب گاهی یك نفر است و گاه بیشتر و گاه گروهی. اما بغی حتما توسط یك گروهی كه صاحب قدرت و كثرت هستند انجام می*شود. شاید بتوان گفت بغی یك نفره متصور نیست.
    د: شخص مرتكب: درباره محارب بحث است كه آیا محارب می*تواند مسلمان باشد؟ نص صریحی در این باره وجود ندارد. شاید بتوان گفت حداقل این كه محارب اگر هم مسلمان بوده حین ارتكاب مرتد است. اما درباره یاغی بنابر نص صریح قرآن قطعا قبلا مسلمان بوده است و حالا دچار كفر و ارتداد شده است.
    ه: ریشه ارتكاب جرم: شاید بتوان گفت یاغی بر اساس یك اعتقاد و یك تئوری انحرافی عیله امام(ع) قیام می*كند اما محارب چنین خصلتی ندارد بلكه یك فرد شرور یا دزد و اراذل و اوباش اشت كه به ارعاب مردم بی*پناه می*پردازد.
    2- تفاوت در حكم
    الف: تعیین مجازات: در آیه 33 سوره مائده مجازات یك محارب كه 4 صورت است آورده شده امام به تناسب جرم محارب و یا به صلاحدید خود یكی یا چند تا را اجرا می*كند اما درباره باغی تنها دستور جنگ صادر شده و حد دیگری برای او ذكر نشده است.
    ب: شروط اجرای مجازات: به محض این كه محارب شروع به عمل مجرمانه*اش بكند مورد تعقیب قرار می*گیرد و مجازات می*شود حتی اگر عمل او منجر به قتل و یا غارت اموال مردم هم نشود. اما در مورد یاغی چنین نیست. صرف داشتن عقیده مخالف امام (ع)و یا حتی ابراز آن مجازات ندارد تنها در صورتی كه باغی شروع فعالیت ضد امام (ع)كند با او برخورد می*شود و به اصطلاح آغازگر جنگ باغی است نه امام(ع).
    ج: در مورد یاغی امام علیه السلام ابتدا ارشاد و دفع شبه می*كند و اگر بغات پذیرفتند اصلا جنگ با آنها آغاز نمی*شود اما در محارب چنین چیزی وجود ندارد.
    د: احكام پس از جنگ و مجازات نیز در این گروه متفاوت است: پس از جنگ با بغات (البته گروهی كه سردسته و تشكیلات ندارند) و پراكندن آنها، یاغیانی كه زنده یا مجروح هستند مورد عفو قرار می*گیرند و مجازات نمی*شوند اما در مورد محاربین چنین حكمی نیست، محارب را تعقیب می كنند و فراری*ها و مجروحین هم مجازات می*شوند. اما فراری*ها و مجروحین بغات مجازات نمی*شوند. كلا رویكرد امام نسبت به بغات تسامح و گذشت است اما با محاربین شدت و سختگیری.و: توبه بغات چه قبل از دستگیری و چه بعد از دستگیری مقبول واقع می*شود و مجازات نمی*شوند اما توبه محاربین تنها قبل از دستگیری قبول می*شود و بعد از آن مجازات می*شوند.ه: و خلاصه اینكه ایندو جرم اصلا در نوع متفاوتند. محاربه یك جرم عمومی است اما بغی یك جرم سیاسی محسوب می*شود.

    منبع : روزنامه حمایت

دیدگاه

برای درج دیدگاه، ثبت نام کنید و یا اگر عضو هستید، وارد شوید!