رد اعلامیه
مطالبی پیرامون پروسه گرفتن پذیرش از دانشگاه های آمریکایی برای ادامه تحصیل حقوقی، گرفتن ویزا، تحصیل، آزمون های حقوقی مثل وکالت، و زندگی دانشجویی در آمریکا! (بیشتر بدانید!)
رد اعلامیه
کدام راه ارتباطی را ترجیح می دهید؟
(شرکت در نظرسنجی)
  1. Vahid-Nasiri
    مجازات و انواع آن
    مجازات مجموعه قواعد مورد تایید جامعه است که ضامن اجرای عدالت واقعی است و سعی در هدایت مجرم اصلی و یا احتمالی ، بازدارندگی دیگران از ارتکاب جرم ، ارضاء فطرت عدالت خواهی مجنی علیه و حمایت از جامعه را دارد که توسط قوه مقننه وضع و به وسیله قوه قضائیه به مرود اجرا گذارده می شود .
    در ماده ۲ ق . م. ا . آمده است : (( هر فعل یا ترک فعلی که در قانون برای آن مجازات تعیین شده باشد جرم محسوب می شود )) .
    با توجه به منطوق این ماده و تعریف اصطلاحی مجازات ، می توان چنین نتیجه گرفت که : (( مجازات آزاری است که قاضی به علت ارتکاب جرم و به نشانه نفرت جامعه از عمل مجرمانه و مرتکب آن برای شخصی که مقصر است بر طبق قانون تعیین می کند .آزار را ، که صدمه ای به حقی از حقوق مجرم وارد می آورد نباید هدف مجازات تلقی کرد . هدف مجازات اصلاح مجرم ، دفاع اجتماعی و اجرای عدالت است . آزار وسیله نیل به این هدف عالی است . مجازات را قاضی در حدودی که قانون معلوم نموده است تعیین می کند . مجازات شخصی است و برای همه یکسان است )) .
    اهداف مجازات از نظر اسلام
    بطور کلی اهداف مجازات از نظر قرآن کریم به شرح زیر است :

    ۱- اصلاح مجرمین : اصلاح مجرمین از طریق تهذیب نفس و دورس جستن از گناه از طریق توبه .
    ۲- ارعاب دیگران
    ۳- جلوگیری و پیشگیری از ارتکاب جرم: بنابراین قراردادن امر به معروف و نهی از منکر موجبات جلوگیری از ارتکاب جرم را فراهم می سازد .
    اهداف مجازات از نظر حقوق عرفی
    اهداف مجازات از نظر حقوقی به سه دسته : هدف سودمندی – هدف اخلاقی و هدف اصلاحی تقسیم می شوند :
    ۱- هدف سودمندی : مهمترین هدفی که حقوق جزای عرفی از ابتدا دنبال نموده ، همان هدف سودمندی است . منظور از سودمندی و جنبه ارعابی مجازات این است که به وسیله اعمال کیفر نسبت به مجرمین ، از طرفی اشخاص غیر مجرم و آنهایی که قصد ارتکاب جرم را دارند ، مرعوب شده و گرد ارتکاب جرم نگردند که به آن نقش(( پیشگیری عمومی )) می گویند . و از طرف دیگر خود مجرم از ارتکاب جرم جدید خودداری نماید که به آن نقش (( پیشگیری فردی )) می گویند .
    یکی از کسانی که بطور جدی این فکر را تبلیغ و پیگیری می کرد ، ژرمی بنتام انگلیسی بود .
    ۲- هدف اخلاقی : عدالت و اخلاق از قدیمی ترین اصول موثر در امر مجازات می باشند . نقش اخلاقی مجازاتها از قرون وسطی ابتدا بوسیله کلیسا در کشورهای اروپایی مورد توجه قرار گرفت .
    ۳- هدف اصلاحی : در زمان اخیر با توسعه افکار و عقاید مکتب تحقیقی و دفاع اجتماعی نوین ، اصلاح و تربیت مجرم از اهداف مهم و خطیر مجازات قرار گرفت ، به نحوی که پیشنهادها و نظر ها و برنامه ریزیهای بسیاری از طرف متخصصین امور جزائی ، علمای جامعه شناسی ، روانشناسان و علوم ذیربط دیگر ارائه شد تا محکومین تحت تاثیر اقدامات و تمهیدات موثر اصلاح گردیده و مجددا وارد اجتماع شده و همچون دیگران به زندگی شرافتمندانه ای بپردازند .
    انواع مجازات در قانون مجازات اسلامی
    طبق ماده ۱۲ قانون مجازات اسلامی ، مجازات های مقرر پنج قسم است : حدود ، قصاص ، دیات ، تعزیرات و مجازاتهای بازدارنده .
    حدود : حدود جمع حد است . حد در لغت به معنی منع و بند است که در اصطلاح مجازات مصرح در قانون جزا است . این مجازات بدنی بوده و حداقل و حداکثر ندارد .
    از نظر حقوقی ، حد را چنین تعریف کرده اند : (( حدود ، کیفرهائی است که کمّ و کیّف آن کاملا معین شده و کسی نمی تواند آن را بیش و کم کند )) .
    قاونون گذار جمهوری اسلامی ایران نیز به همین ترتیب حد شرعی را در ماده ۱۳ قانون مجازات اسلامی بیان و مقرر کرده : (( حد ، به مجازاتی گفته می شود که نوع و میزان و کیفیت آن در شرع تعیین شده است )) .
    در قرآن مجید برای چهار جرم کیفر حد معین شده است :
    ۱- سرقت : (( والسارقُ و السارقه فاقطعو ایدیهما . . . ))
    ۲- محاربه
    ۳- زنا : (( الزانیه و الزانی فاجلدُوا کُلَّ واحد منهما مائه جلده )) هریک از زانیه و زانی را صد تازیانه بزنید .
    ۴- قذف : (( والذین یرمون المحصنات ثم لم یاتوا باربعه شهداء فاجلدوهم ثمانین جلده . . . )) کسانی را که متهم می کنند افراد را به زنا و چهار شاهد نمی آورند هشتاد تازیانه بزنید .
    قصاص : قصاص مصدر (( قاص – یقاص )) است و از باب (( قص اثره . . . )) یعنی از او پیروی کرد ، آمده است و شخص نقال و قصه گو را از این جهت قّصاص می گویند که از آثار و حکایات گذشتگان پیروی و آنها را برای دیگران تشریح می کند .
    دلایل فلسفه قصاص را می توان در برپائی عدالت ، نظم عمومی جامعه ، اجرای فرمان الهی ، التیام روحی اولیاء دم خلاصه کرد .
    دیات : دیات جمع دیه است ؛ دیه مصدر است و در اصل (( وَدِیَ )) بوده که ( واو ) آن را حذف کرده و در عوض ((ة)) به آخر آن اضافه کرده اند .
    در قرآن مجید کلمه دیه دوبار در آیه ۹۲ سوره نساء تکرار شده است .
    در ماده ۲۹۴ ق . م . ا . در تعریف دیه چنین نوشته شده که : (( دیه مالی است که به سبب جنایت بر نفس یا عضو به مجنی علیه یا به ولی یا اولیا دم او داده می شود )) .
    قصاص حکم است در حالی که دیه حق است .
    تعزیرات : بعضی از جرائم و تخلفات هستند که خلاف اسلام بوده لیکن چون دارای اهمیت کمتری است و صدمه زیادی به افراد نمی زند ، لذا حکم بخصوصی برای آنها در نظر گرفته نشده و مجازات آن به اختیار امام واگذار شده که به نحو مقتصی مجرم و متخلف را به کیفر اعمال خود برساند . این مجازات بر حسب مورد و باتوجه به عمل ارتکابی و شرایط مرتکب آن تغییر کرده و اصطلاحا به آن تعزیر گفته می شود .
    تفاوت حد و تعزیر :
    ۱- موضوع هر حد در قانون کاملا مشخص شده درحالی که در تعزیر هیچگونه تشخیص قانونی مطرح نیست و فقط به بیان افعال خلاف اکتفاء شده .
    ۲- نوع عقوبتهای حدی در اصل شریعت مشخص شده و در محدوده معینی است درحالی که عقوبتهای تعزیری هیچگونه تعیینی نداشته و به نظر حاکم واگذار شده است .
    ۳- مقدار تعزیر باید کمتر از حد باشد ، یعنی مجازات تعزیری اصولا مجازاتی سبک تر از کیفر حد است .
    ۴- در تعزیر واسطه و شفاعت مورد قبول واقع می شود مثلا حاکم می تواند شخص گناهکار را ببخشد ، در حالی که در حد نه قاضی می تواند از مجازات صرف نظرکند و نه وساطت شخص دیگری پذیرفته است .
    ۵- تعزیر به سبب توبه ساقط می شود ولی پاره ای از حدود به توبه ساقط نمی گردد .
    ۶- تعزیر تابع مفسده است ، اگرجه معصیت نباشد ، مثل اینکه کودک نابالغ و دیوانه را نیز تادیب کنند ، درحالی که حد تابع معصیت است .
    ۷- تعزیر گاه حق الله است و گاه حق الناس و گاهی هر دو جنبه را دارا است ولی حدود کلا حق الله است .
    طبق ماده ۱۶ قانون مجازات اسلامی : (( تعزیر ، تادیب و یا عقوبتی است که نوع و مقدار آن در شرع تعیین نشده و بنظر حاکم واگذار شده است ، از قبیل حبس و جزای نقدی و شلاق که میزان شلاق بایستی از مقدار حد کمتر باشد)) .

دیدگاه

برای درج دیدگاه، ثبت نام کنید و یا اگر عضو هستید، وارد شوید!