رد اعلامیه
مطالبی پیرامون پروسه گرفتن پذیرش از دانشگاه های آمریکایی برای ادامه تحصیل حقوقی، گرفتن ویزا، تحصیل، آزمون های حقوقی مثل وکالت، و زندگی دانشجویی در آمریکا! (بیشتر بدانید!)
رد اعلامیه
کدام راه ارتباطی را ترجیح می دهید؟
(شرکت در نظرسنجی)

آیا ارتباطی میان ماده ۴۴۲ قانون مجازات اسلامی با خطای پزشکی وجود دارد؟

  1. Vahid-Nasiri
    ماده۴۴۲:دیه شکستن استخوان هرعضوی که برای آن عضو دیه معینی است خمس آن می باشد واگر معالجه شود وبدون عیب گردد دیه شکستن آن است ودیه کوبیدن آن ثلث دیه آن عضو وصورت درمان بدون عیب چهارپنجم دیه خرد شدن استخوان می باشد .
    ماده۳۱۸:تسبیب در جنایت آنست که انسان سبب تلف شدن یا جنایت علیه دیگری را فراهم کند وخود مستقیما مرتکب جنایت نشود بطوری که اگر نبود جنایت حاصل نمی شود مانند آنکه چاهی بکند وکسی در آن بیفتد و آسیب ببیند.
    ماده۳۱۹:هر گاه طبیبی گر چه حاذق باشد در معالجه هایی که شخصاٌ انجام می دهد یا دستور آن را صادر می کند هر چند با اذن بیمار یا ولی او باشد باعث تلف جان یا نقض عضو یاخسارت مالی شود ضامن است.
    رأی وحدت رویه هیأت عمومی دیوان عالی کشور شماره :۶۹۱-۱۱/۷/۱۳۸۵
    باتوجه به ماده ۴۴۲قانون مجازات اسلامی که مقرر داشته است :« شکستن استخوان هرعضوی که برای آن عضو دیه معینی است خمس آن می باشد….»بنابراین چنانچه دو استخوان از یک عضو نیز شکسته شود برای هر استخوان طبق ماده مذکور می بایستی دیه جداگانه تعیین شود علیهذا به نظر اکثریت اعضاءهیأت عمومی وحدت رویه دیوان عالی کشور رأی شعبه چهارم دادگاه تجدید نظر استان همدان که با این نظر منطبق است قانونی تشخیص ومورد تأیید است .این رأی باستناد ماده ۲۷۰ از آیین دادرسی دادگاههای عمومی وانقلاب در امور کیفری در موارد مشابه برای شعب دیوان عالی کشور ودادگاههای عمومی لازم الاتباع خواهد بود.
    اخیرا وکالت پزشکی را قبول نموده بودم که متهم به ایراد صدمه بدنی غیر عمدی شده بود و در کیفر خواست به مواد ۳۱۸، ۳۱۹ و ۴۴۲ قانون مجازات اسلامی استناد شده بود. شرح ماوقع چنین بود: کودکی هنگام عبور از عرض خیابان توسط راکب موتورسیکلتی زیر گرفته شده و مصدوم شده است. خانواده کودک با راهنمایی کلانتری او را به مطب پزشک متخصص رادیولوژی می برند. پزشک رادیولوژیست نیز متوجه ترک خوردگی استخوان پای کودک نمی شود و در گزارش خود پای کودک را فاقد هر گونه عارضه ای اعلام می نماید. پدر کودک نیز اعلام رضایت از راکب موتور سیکلت می کند. چندی بعد کودک از درد پا شکایت می کند که در مراجعه به پزشکان ارتوپد معلوم می شود که استخوان پای کودک دچار شکستگی مویی گشته است. در مراجعه به پزشک رادیولوژیست، او تمام سعی خود را برای ترمیم استخوان می نماید و با معرفی و پیگیری مشکلات بیمار به پزشکان ارتوپد موجبات درمان کامل او را فراهم می نماید. نظریه پزشکی قانونی نیز حاکی از این است که هیچگونه عارضه ای در پای کودک مشاهده نمی شود و کاملا درمان شده است. معهذا در مرحله تحقیقات وقوع جرم و انتساب آن به موکل محرز تشخیص و مستندا به مواد فوق الذکر او را مجرم تشخیص می دهند. اینجانب لایحه ای به شرح ذیل تقدیم دادگاه نمودم:
    ریاست محترم دادگاه شعبه عمومی جزایی تبریز
    سلام علیکم
    احتراما عطف به پرونده کلاسه …… که به تاریخ ۲۵/۱/۸۹ ساعت ۹ صبح وقت رسیدگی مقررفرموده اید، به وکالت از آقای یوسف معروض می دارد:
    ۱٫همانگونه که مستحضرید “سبب” به چیزی اطلاق می شود که هر گاه وجود نمی داشت تلف و جنایت نیز واقع نمی شد لیکن “علت” تلف غیر از سبب آن است. در موضوع مورد بحث علت شکستگی، وقوع سانحه و تصادف با موتور سیکلت است و هر چند رابطه علیت میان صدمه وارده به مجنی علیه توسط راکب موتور سیکلت و تخلف وی از نظامات وجود دارد؛ معهذا احراز رابطه سببیت (اعم از مستقیم و غیر مستقیم) مابین تشخیص پزشکی و همان صدمه به هیچ وجه قابل تصور نیست.
    ۲٫ استناد بازپرس محترم به مواد ۳۱۸ و ۳۱۹ قانون مجازات اسلامی فاقد وجاهت قانونی و قابل انتساب به فعل موکل نبوده و نمی باشد. چرا که ماده ۳۱۹ اشعار می دارد: “اگر طبیب در معالجه هایی که شخصاً انجام می دهد … باعث تلف جان یا نقض عضو یا خسارت مالی شود ضامن است.” در حالیکه اطلاق عنوان معالجه به فعل ارتکابی که برداشتن تصاویر رادیوگرافی و اعلام نظر تخصصی است محلی از اعراب ندارد. و ایضا استناد به ماده ۴۴۲ قانون مار البیان نیز سالبه به انتفاء موضوع می باشد.
    ۳٫ نتایج حاصل از معالجه پزشک به سه حالت در ماده ۳۱۹ قانون مارالذکر به ترتیب با عناوین تلف جان، نقص عضو یا خسارت مالی احصا شده است. بحمداللّه در ما نحن فیه نه جان کسی تلف و نه عضوی ناقص گردیده است. به فرض محال ذاتی اگر ورود خسارت مالی نیز مورد ادعا باشد، شایان ذکر می داند با توجه به نظریه امام خمینی (ره) در صفحه ۵۶۰ جلد دوم از کتاب تحریر الوسیله در ذیل مساله چهارم وایضا جلد دوم صفحه ۲۲۱ مبانی تکمله المنهاج ذیل مساله ۲۲۴: آنچه به واسطه معالجه پزشک حادث می گردد تلف جانی یا نقص عضو است و پزشک مالی را از بیمار تلف نمی کند و آنچه در متون فقهی آمده است ناظر به ضمان پزشک از مال خود میباشد و نه ضمان جبران خسارت مالی.
    مع الوصف، معلوم نیست کدام یک از موارد فوق منتسب به موکل است ؟
    ۴٫ اگر ادعاهای شاکی مقرون به صحت نیز باشد لازم به ذکر است که شکستگی مورد نظر از نوع مویی و بدون هر گونه جابجایی بوده و با توجه به اینکه فقط در استخوان درشت نی واقع شده و استخوان نازک نی مجاور معمولا نقش فیکساتور (تثبیت کننده) را دارد و مانع جابجایی استخوان درشت نی میشود، در نتیجه با توجه به سن بیمار این نوع شکستگی ها در فاصله بسیار کوتاهی جوش می خورد. کما اینکه مطابق نظریه پزشکی قانونی جوش خوردگی استخوان، به نحو مطلوبی انجام گرفته است.
    به هر تقدیر با عنایت به مراتب اشعاری، صدور حکم مبنی بر برائت موکل از اتهام انتسابی مورد تقاضاست.”
    با اینحال رای بر محکومیت موکل اینجانب هم در مرحله بدوی و هم تجدید نظر صادر شد. لازم است بخشی از لایحه تجدیدنظر خواهی نیز ذیلا تقدیم نظر دوستان گردد تا اگر نظر یا پیشنهادی دارندبفرمایند.
    ۱٫رای دادگاه بدون توجه به این حقیقت مهم صادر شده است که ضارب اصلی شخصی غیر از محکوم علیه رای دادگاه بدوی است. ضارب اصلی (به اقرار صریح شاکی) موتور سواری است که در هیچ جای پرونده اشاره ای به مشخصات او نشده است. هموست که پای کودک بیگناه را شکسته و هم اینک با خیالی آسوده نظاره گر محکومیت شخصی دیگر به جای خود است.
    ۲٫استناد دادگاه محترم به ماده ۴۴۲ قانون مجازات اسلامی کاملا بی وجه است.
    “دیه شکستن استخوان هر عضوی که برای آن عضو دیه معینی است خمس آن می باشد.” عبارت ماده قانونی بسیار صریح و واضح است. این ماده ناظر به مجازات شخصی است که استخوانی را شکسته باشد.
    اینک سوال این است: آیا متهم، استخوان کودک را شکسته است؟ و پاسخ قطعی: خیر
    ۳٫ متهم (پزشک رادیولوژیست) صرفا در تشخیص شکستگی ناشی از تصادف، قصور ورزیده است و این امر مشمول عنوانی دیگر غیر از دیه شکستن استخوان است.

دیدگاه

برای درج دیدگاه، ثبت نام کنید و یا اگر عضو هستید، وارد شوید!